ابن ميثم البحراني ( مترجم : صاحبي )
124
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي )
شعر : مانند ادّعاى تو كه هر كسى دعوى درستى خرد مىكند و چه كسى است كه نادانيى را كه دارد بداند ( 1 ) . هر كه استعدادش براى كمال بيشتر باشد اقرارش به ناتوانى از رسيدن به كمال بيشتر است . علَّت اين امر آن است كه نفس ، كمال را از نظر كمال بودنش دوست مىدارد و نفس اول كه استعدادش براى كمال كمتر است از كاهش كمال بى خبر مىباشد و بر اين باور است كه كمال همراه اوست . و آگاهى دوّمى بر عيب نفس خود و نيازش به كامل شدن از نقصى كه دارد و شناخت نفس به اندازهء كمال و شرف و عزّتى است كه بدان نيازمند مىباشد . پروردگارا دلهاى ما را پس از آن كه ما را هدايت كردى ملغزان و ما را از نزد خود رحمتى بخشاى كه تو بسيار بخشاينده اى ( 2 ) . كلمهء چهاردهم گفتار آن حضرت ( ع ) : نعمة الجاهل كروضة في مزبلة : نعمت نادان مانند بوستان سرسبزى است كه در سرگين دانى باشد . شارح گويد : نعمت : در اصل همان مال است و كار برد آن زياد شده تا آن جا كه به هر كمالى كه انسان دارا مىشود نعمت گفته مىشود . اين كاربرد يا به خاطر اين است كه نعمت را مشترك لفظى يا مشترك معنوى دانستهاند . مقصود اصلى از اين كلمه توضيح آن است كه نادان اگر چه همهء نعمتهاى دنيوى را به دست آورد شايستهء آن نيست و صلاحيّت ندارد كه نعمتها از آن او باشد و بايد از او گرفته شود . بيان مطلب اين است كه گاهى نعمت ، جاويد است و آن كمال نفسانى است و گاهى نعمت ، نابود شدنى است كه همان كمال جسمانى مىباشد و به هر حال گاهى دو نعمت با هم براى آدمى حاصل مىشود و گاهى تهى از آن دو نعمت مىباشد . گاهى هم
--> ( 1 ) كدعواك كلّ يدعى صحّة العقل و من ذا الذي يدرى بما فيه من جهل اين شعر مطلع قصيده اى است از شاعر معروف عرب ( متنبّى ) . ( 2 ) آل عمران ( 3 ) آيه 8 .